مطالب
اکتبر 2014
ش ی د س چ پ ج
« Apr    
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
25262728293031

نوشته های با برچسب ‘اسلام دردنیای امروز’

چشم انداز تمدّن جهانی اسلام

جهان آینده و آینده جهان از دل نگرانی های جامعه های بشری بوده و هست. این دل مشغولی و نگرانی ریشه در فطرتِ جستجو گران دارد که هماره و همه گاه می خواهد پرده ها و حجاب ها را بردارد و ابهام ها را بزداید و باز دارنده ها را از پیش راه کنار بزند و روشن در جام جم فردا و فرداهای خویش را بنگرد تا بر اساس آن نگرش زندگی فردی و اجتماعی خویش را سامان و سازمان دهد.

دیدگاه موج سومی

آلوین تا فلر و همسرش هایدی تافلر در آثار خود: شو ک آینده جابه جایی قدرت به سوی تمدّن جدید بر این باورند که: انسان امروز تا کنون دو موج بزرگ را پشت سر نهاده و در آستانه موج سوم است:
موج نخست: دوران کشاورزی بود که هزاران سال به درازا کشید و انسان ها در آن دوران رهای از هر شکل و ماهیتی می زیستند و زندگی خویش را با همان ابزار آغازین و طبیعی به پیش می بردند و زندگی طبیعی را در دامن پر مهر طبیعت سپری می کردند و از بسیاری از دشواری ها تشویش خاطرهای انسان امروز به دور بودند. موج دوم دوران طلوع تمدّن صنعتی بود که زندگی مردمان را دستخوش دگرگونی های ژرف ساخت و با رویکرد صنعتی و اقتصادی اندیشه های فلسفی سیاسی و علوم اجتماعی شکل گرفت قراردادهای اجتماعی جایگزین تقدیرگرایی و مشیت الهی شد و پدیده لیبرالیسم و سپس سکولاریسم رو به گسترش نهاد و همه چیز با این تراز سنجیده می شد. این موج بیش از سیصد سال پایید تا این که زمینه های مرحله سوم فراهم گردید. موج سوم با سرعت و شتاب عرصه دار شد و خود را در گوناگون زوایای زندگی انسان امروز نمایاند. در موج سوم همه چیز بر محورهِ دانایی به پیش می رود و توانایی در گرو علم و دانایی است. بزرگ راه های اطلاعاتی و آگاهی زیر ساخت اصلی اقتصاد موج سوم خواهد بود. و ایده: بزرگ تر بهتر است به کنار می رود و از نو مهندسی کردن به جای آن می نشیند و این به باور تافلر تنها راه نجاتِ تمدّن غرب است: (موج سومی که توصیف کردیم می تواند آمریکا را به سوی آینده ای بهتر و متمدّن تر و معقولانه تر و دموکراتیک تر پیش ببرد.) به نظر تافلر تمدّن صنعتی در حال جان کندن است و درد زایمان تمدّنی جدید و نوین را از سر می گذراند. توت گینگریچ در مقدمه خود بر کتاب تافلرها می نویسد: (آلوین و هایدی کلیدی را در اختیار ما گذاشتند تا به واسطه آن به هم ریختگی فعلی را در چارچوب مثبت و آینده ای پویا و پرهیجان ببینیم.) در نظریه تافلرها دانایی اصل اصیل و زیربنایی است. این اصل بلند در زمینه های گوناگون سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی حرف اول را می زند و جهان آینده نیز در پرتو آن شکل می گیرد و تمدّن می آفریند. آن دست از کشورهایی که به این واقعیت تاریخی تن دهند سوار بر موج خواهند شد و آینده خود و فرزندان خویش را خواهند ساخت و آنانی که این واقعیت را در نیابند در کام تنوره طوفان تاریخ فرو خواهند غلتید. اروپا محوری و امریکا مرکزی و چیرگی بر فرهنگ های پیرامونی و فراهم کردن روند جهانی شدن درونمایه این دیدگاه است. البته این دیدگاه و داوری نسبت به آینده جهان نه مبنای فلسفی دارد و نه مبنای جامعه شناختی؛ بلکه از یک نقطه شروع می کند و با ارائه مثال و نمونه به نقطه دیگر می رود و بر این اساس می کوشد تا آینده بشر را با نظریه موج سوم و محور بودن(دانایی) آینده ای روشن جلوه دهد.

رویارویی تمدّن ها

ساموئل هانتینگتون در ترسیم و تصویر جهان آینده و آینده جهان و تمدّن های بشری نگاه و داوری دیگری دارد که بازتاب های گسترده و گوناگونی را در پی داشته است. در باوروی رشته های گُسل میان تمدّن ها به عنوان نقطه های بروز بحران و خونریزی جانشین مرزهای سیاسی و ایدئولوژیک دوران جنگ سرد خواهد شد و هیچ تمدّن فراگیر و جهانشمول در دنیا پا نخواهد گرفت. او تمدّن های زنده را هفت تمدّن می داند: عربی کنفسیوسی ژاپنی اسلامی هندو ارتدکس آمریکای لاتین و به احتمال آفریقا و در فرجام به این نتیجه می رسد که تمدّن اسلامی و کنفسیوس در کنار هم رویاروی با تمدّن غربی و مسیحی خواهند بود و دومی بر اولی پیروز خواهد گردید! (مشکل رهبری جهان از نظر سیاسی در قرن آینده در دست آمریکا و اروپا خواهد بود و احتمالاً مرکز قدرت از آمریکا به فدراسیون اروپا منتقل خواهد شد. پس از آن ها ژاپن و چین و روسیه سرمایه گذاری خواهند داشت. پس اگر قرن آینده قرن آمریکا نباشد به احتمال زیاد قرن اروپا خواهد بود.) وی وجوه ناسازگاری میان تمدّن ها را نه تنها واقعی که اساسی و بنیادی می داند و با شش مقدمه نظریه رویارویی و برخورد تمدّن ها را ارائه می دهد و ثابت می کند. بر این نظریه نقد کنندگان و خرده گیران از زاویه های گوناگون سیاسی فرهنگی و اجتماعی و… نقد وارد ساخته اند: 

۱٫ این نظریه نظریه ای زیرکانه و قیّم مآبانه است و با مسأله نظام نوین جهانی پیوند تنگاتنگ دارد. هدف نهایی آن این است که ساختاری هرمی از جهان ارائه دهد که در رأس آن هرم آمریکا قرار داشته باشد. این نظریه پرداز از دریچه فرهنگ آمریکایی به دنیا می نگرد؛ از این روی نگاه وی به دیگر فرهنگ های پیرامونی نگاهی کینه ورزانه و دشمنانه است.

۲٫ در این دیدگاه تنها خطری که برای آمریکا انگاشته شده خطر ایدئولوژیکی است و از طرح مسأله رقابت اقتصادی پرهیز شده و حال آن که امروز ژاپن درون آمریکا را فتح کرده و رقیبی جدی و رقیبی اثرگذار بر سیاست و اقتصاد آمریکاست.

۳٫ در این نگاه تمدّن غرب یک پارچه انگاشته شده و حال آن که واگرایی و شکاف در کشورهای غربی امری غیر درخور انکار است.

۴٫ تقسیم بندی که دراین دیدگاه از تمدّن با مفهوم نژادی و دینی در نظر گرفته شده با فرهنگ های دیگر بویژه با تمدّن اسلامی که بر فرهنگ و ارزش های دینی تکیه دارد فاصله فراوانی دارد.

 پایان تاریخ و لیبرال دموکراسی

فرجام تاریخ و واپسین انسان نام نوشته ای است که فرانسیس فوکویاما نظریه پرداز ژاپنی الأصل مقیم آمریکا نگاشته و نظریه خود را در آن مطرح کرده است. به عقیده وی در جهان آینده نه فاشیسم و نه کمونیسم هیچ یک جایی نخواهند داشت و تنها لیبرال دموکراسی است که بر هماوردان ایدئولوژیک خود چیرگی می یابد و ممکن است نقطه پایان تاریخ و آخرین شکل حکومت بشری نیز باشد: (آیا در پایان قرن بیستم سخن گفتن دوباره از نوعی تاریخ منسجم و جهت دار بشری که در نهایت بخش اعظم بشریت را به دموکراسی لیبرال رهنمون خواهد ساخت معنایی دارد یا نه؟ به اعتقاد فوکویاما دموکراسی لیبرال آرزوی یک پارچه ای است که الهام بخش سرزمین ها و فرهنگ های گوناگون جهان است. در این مُدل از حکومت و تمدّن کشور ها با یکدیگر همانندی می یابند و ناگزیر از دید و نگرش ملی در قالب یک دولت متمرکز به یک پارچگی دست می یابند. در جامعه ای که وی ترسیم می کند شور و شوق و نبردهای ایدئولوژیکی جای خود را به حسابگری اقتصادی و بر آوردن چشم داشت های مصرفی خواهد داد. شمال و جنوب بیداری جهان اسلام رشد ملی گرایی و… ناسازگاری بنیادین با لیبرالیسم ندارند. در واقع لیبرالیسم از آن رو بر جهان چیره می شود که در برابرش ایدئولوژی بسیج کننده ای برای رویارویی وجود ندارد. او در پاسخ از رخداد انفجار یازده سپتامبر در آمریکا و نظریه خویش می گوید: (من معتقدم که در نهایت بحث من صحیح است. مدرنیته لوکوموتیو بسیار نیرومندی است که با اتفاقاتی از این دست از خط خارج نخواهد شد….) بر این نظریه نیز نقدهای فراوانی وارد کرده اند که پایه های آن را سست ساخته است. از جمله مایکل ایچ لسناف در نقد این دیدگاه می نویسد: (این ادعا… گستاخانه است. نظریه فوکویاما هم مثل نظریه هگل مبتنی بر نظری فوق العاده: اروپا محور نسبت به تاریخ است. مثلاً تمدّن چینی… هرگز بر اصول آزادی و برابری یا دموکراسی لیبرال نبوده است… هم چنین دست کم یک ایدئولوژی غیر غربی هست که هنوز به نظر پر از نیروی زندگی می آید و آن اسلام است. اسلام در هر شکل آن اعم از اسلام در روند کلی اسلام رادیکال یا اسلام بنیادگرا برای من روشن نیست که آیا اسلام یا شاخه ای از آن مدعی تجسم اصول آزادی یا برابری است یا نه؟ اما به نظر من کاملا قابل تصور است که آن ها هم می توانند مدعی چنین اصولی باشند.) فوکویاما به باور مایکل ایچ لسنا از نیروهای متراکم و انرژی های انبوه مسلمانان در سر تا سر جهان به آسانی گذشته و نظریه خود را با این انگاره که مسلمانان بازدارنده ای بر سر راه به حقیقت پیوستن نظریه او نیستند مطرح کرده و نیز رشد ملی گرایی را امری ساده و غیر درخور توجه شمرده است و حال آن که چنین نیست بلکه باید به این نکته توجه داشت که مردم آزاد شده از بند کمونیسم به سادگی به اردوگاه امپریالیسم نخواهند پیوست و نقطه اشتراک کمونیسم و امپریالیسم پنداری بیش نیست. ملت ها رشد و بالندگی و درک بالایی یافته اند و به آسانی در برابر قدرت غرب و امپریالیسم زانو نخواهند زد. در این بین رام کردن مسلمانان و به بند کشیدن آنان که گذشته بسیار درخشان و تمدّن انسانی و ارزشی داشته و خود نقش آفرین بوده اند و تمدّن ساز کار آسانی نیست. این نشان می دهد که ویژگی های محلی و بومی روحی و ایدئولوژیکی و فرهنگی گوناگون را نمی توان و نباید نادیده گرفت و این که فوکویاما لیبرالیسم را نظریه پایان تاریخ و آخر الزمان شمرده و آن را بهترین و آخرین مُدل و شیوه تمدّن و حکومت دانسته وهم و خیالی بیش نیست و با واقعیت چندان سازگاری و هم خوانی ندارد. اژی دبره می نویسد: (سرمایه داری دموکراتیک صاحب بلا منازع میدان شده است ولی در اشتباه می باشد اگر فکر کند که می تواند آن را کنترل نماید و نیز با پیروزیش تاریخ متوقف خواهد شد پیروزی انکارناپذیر سرمایه داری در حال حاضر در بطن خویش و دراز مدت شکست سرمایه داری را پرورش خواهد داد. شکست سرمایه داری روزی فرا خواهد رسید که وهم و پندار برخاسته از دامن آن محو شود وهم و پنداری که مارکسیسم نیز مبلغ و منادی آن بود… آن روز چندان دور نخواهد بود که در جهان فرا صنعتی تقدم ها وارونه شود به طوری که فرهنگ برترین جایگاه را از آن خود سازد و پس از آن به ترتیب سیاست و اقتصاد.) بدین سان می توان نتیجه گرفت که: این سه اندیشه و سه فلسفه که درباره تمدّن ها ارائه شده؛ یعنی نظریه تافلر هانتینگتون و فوکویاما هر سه خصلتی واگرایانه و یکسان انگارانه دارند و بخش های زیادی از فرهنگ ها و سنت ها و مذهب های پیرامون خود را نادیده می گیرند و به همین دلیل واقع بینانه نیستند. البته دیدگاه های دیگری نیز وجود دارد که پاره ای خوش بینانه و امیدآفرین و پاره ای یأس آفرین و بدبینانه اند. صاحبان دیدگاه بدبینانه به پیامبران فنا و محکومیت نامبردار شده اند. ژان پل سارتر فرانسوی اشپنگلر آلمانی توینیی انگلیسی و سارکلین آمریکایی از این دسته اند. گر چه این فیلسوفان درباره تمدّن کنونی غرب و آینده آن اتفاق نظر ندارند لکن بسیاری از آنان تمدّن غربی را محکوم به فنا می دانند و بر این باورند که ممکن است بشر راه خود را در سپیده دم تمدّن جدیدی بیابد. اشپنگلر بر این باور است که تمدّن غربی خود به خود در اواخر قرن بیستم به پایان خود نزدیک خواهد شد. البته در قرن های پسین بدبینی بیش تر به صورت اعتقاد به بدی زمانه و فساد تمدّن موجود و زایش تمدّنی جدید و نوین در آمده است.

آینده جهان در نگاه ادیان الهی
در بستر تاریخ همواره انسان هایی آمده اند و آرزوی فردایی بهتر و روشن تر را نوید داده اند. سر آمد این انسان ها پیامبران الهی بوده اند که آینده جهان را به گونه ای دلپذیر و سامان یافته و آرامش بخش ترسیم کرده اند همه ادیان الهی در این ویژگی هم خوانی دارند و با اندک اختلافی در مصداق در اصل آینده درخشان و آمدنِ مصلحی نجات بخش هم عقیده اند. در این نگاهِ خوش بینانه آینده تاریخ نه ابتر و ناتمام است و نه ناکام بلکه انسان ها با فطرت کمال جویی و آرمان خواهی که دارند به سمت و سوی تکامل فکری و اخلاقی و معنوی پیش می روند و پیروزی از آن صلاح و پارسایی و فلاح و رستگاری است. و صلح و عدالت و آزادی و صداقت را بر زور و مکر و استکبار و استعباد قطعی می شمارند. و بر این باورند که بشر هر چه جلوتر برود بر بلوغ عقلی و پختگی اش افزوده می شود و نیاز به مصلح و منجی را بیش تر و بهتر حسّ خواهد کرد. در کتاب جوک از کتاب های هندویان آمده است: (سرانجام دنیا به کسی برگردد که خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد.) به عقیده برهماییان و بر اساس کتابِ ددانک از کتاب های مقدس آن ها (دست حق درآید و جانشین آخر(ممتاطا) ظهور کند و مشرق و مغرب عالم را بگیرد و همه جا خلایق را هدایت کند.) در مزامیر داوود آمده است: (شریران منقطع خواهند گشت و اما متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد.) و در تورات به روشنی به این حقیقت اشاره شده است: (و نهالی از تنه یسی بیرون آمده شاخه ای از ریشه هایش خواهد شکفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت. مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به مظلومان زمین به راستی حکم خواهد نمود…. جهان از معرفت خداوند پر می گردد….) و در انجیل می خوانیم: (کمرهای خود را بسته و چراغ های خود را افروخته بدارید باید مانند کسی باشید که انتظار آقای خود را می کشد… تا هر وقت آید و در را بکوبد بی درنگ برای او باز کنند. خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد.) قرآن مجید نیز به روشنی از پیروزی حق بر باطل از وارث زمین شدن شایستگان و صالحان و از پیشوایی مستضعفان  خبر داده و بر آن چه در کتاب های مقدس پیشین آمده مهر تأیید زده است: (و لقد کتبنا فی الزّبور من بعد الذّکر انّ الأرض یرثها عبادی الصّالحون.) در کتاب زبور[کتاب آسمانی داوود] بعد از یادها که در آن کردیم نوشتیم: بندگان صالح من وارث زمین خواهند بود و آنان در این جهان از جهانیان میراث برند. اسلام آینده را روشن می بیند و در چشم انداز آن تیرگی مه آلودگی و غباری نمی بیند؛ از این روی به بیان های گوناگون از آینده زیبا که محرومان زمین بیرق عدالت را خواهند برافراشت و بر اریکه قدرت خواهند نشست نوید می دهد. نوید می دهد از روزی که عدالت دامن می گسترد نابرابری ها رخت بر می بندند انسان ها از ستم رهایی می یابند. برادری صلح و صفا فضای جامعه های انسانی را عطرآگین می کند زمین برکت و گنجینه های خود را بیرون می ریزد و آسمان باران رحمت الهی را بر دشت و دمن می باراند. همه و همه چیز شادابی می یابند. آری در اندیشه ناب اسلامی حق بر باطل پیروز می گردد ارزش های اسلامی همه جا را در عطر و بوی خوش خود فرو می برند و مدینه فاضله شکل می گیرد و آن که انسانهای پاک باز را رهبری می کند تا به این اوج برسند (مهدی) است. این حماسه جاودانه و بزرگ انسانی رخ خواهد داد اگر از عمر دنیا یک روز باقی نمانده باشد: (لو لم یبق من الدّنیا الاّ یوم واحد لطوّل اللّه ذلک الیوم حتّی یخرج رجل من ولدی.) اگر از دنیا یک روز بیش تر نمانده باشد خدا آن روز را می گستراند و بر درازای آن می افزاید تا مردی از فرزندان من ظهور کند. از منظر مسلمانان بویژه شیعیان یک ساحل نجات و یک تکیه گاه استواری در آینده تاریخ وجود دارد که دور یا نزدیک برای انسان ها پیش خواهد آمد و آنان را از امواج نابسامانی ها بحران ها و چالش ها به آرامش و آسایش رهنمون خواهد شد. از این حقیقت در فرهنگ دینی با عنوان هایی چون: فرج بعد از شدت و انتظار فرج یاد شده و انتظار فرج از برترین عبادت ها به شمار آمده است. از آن چه بدان اشارت کردیم روشن شد: دیدگاه دین باوران و مسلمانان نسبت به فرجام تمدّن ها و تاریخ بشری دیدگاهی ویژه و جامع است. در عین آن که تز جهان وطنی را مطرح می کند به فرهنگ های پیرامونی خود تا زمانی که در راستای همکاری و زندگی مسالمت آمیز با مسلمانان قرار داشته باشند هیچ گونه برخوردی ندارد. و آنان که نه خود تسلیم حق می شوند و نه به دیگران اجازه ورود به حوزه حقیقت را می دهند اتمام حجت می کند و اگر حق را نپذیرفتند و با منطق تسلیم نشدند برخورد شدید می کند.

مهدویت نماد تمدّن جهانی اسلام

مهدویت یک فلسفه بزرگ جهانی است در این باورسخن از سراسر زمین است که به انسان های شایسته به ارث می رسد. سخن از(استخلاف) در کره خاکی است. سخن از قوم سرزمین و یا نژاد ویژه نیست. اعتقاد به جامعه مهدوی و تمدّن اسلامی باوری است فراگیر و فلسفه ای است جهانی که همه تمدّن ها و فرهنگ ها را زیر پوشش می گیرد. به گفته شهید مطهری: (یک فرد سه دوره کلی دارد: کودکی که دوره بازی است جوانی که دوره خشم و شهوت است و دوره عاقله و مردی و پیری که دوره پختگی و استفاده از تجربیات و دوره دور بودن از احساسات و دوره حکومت عقل است. اجتماع بشری[نیز] سه دوره را باید طی کند: یک دور ه دوره اساطیر و افسانه ها و به تعبیر قرآن دوره جاهلیت است.دوره دوم دوره علم است. یعنی دوره خشم و شهوت…. [و دوره سوم] دوره ای که واقعا در آن معرفت و عدالت و صلح و انسانیت و معنویت حکومت کند؟ چگونه می شود چنین دوره ای نیاید؟ مگر می شود خداوند این عالم را خلق کند. … و بشر به دوره بلوغ خویش نرسیده یک مرتبه تمام بشر را زیر و رو کند؟) عقل و خرد هر انسان خردمندی چنین داوری می کند. در راستای تکامل فردی و اجتماعی باید روزی و روزگاری باشد که استعدادهای بشری جلوه گر شود و غنچه های اندیشه ها بشکفد مهرورزی ها رشد کند و روح انسانیت و معنویت فضای زندگی را بیاکند تا در سایه اجرای عدالت فراگیر و همه سویه فرهنگ و تمدّن بشری به اوج خود برسد. و آسایش و آرامش بر گوناگون زوایای جامعه پرتو افکند. مراد ما از واژه تمدّن و فرهنگ مفهوم گسترده آن هاست. هر تمدّنی فرهنگ ویژه خود را دارد. تمدّن و فرهنگ هم در یکدیگر اثر می گذارند هم از یکدیگر اثر می پذیرند. فرهنگ زیر بنا و روح تمدّن است و تمدّن بسترِ دامن گستری و رشد و بالندگی فرهنگ تار و پودشان در هم تنیده است. تمدّن اسلامی در بر می گیرد هر آن چه را که در حوزه قلمرو تمدّن اسلام با الهام از آموزه ها و اندیشه های اسلامی ساخته شده دامن گسترانده ژرفا گرفته لباس نو پوشیده از کهنگی به در آمده و از حالی به حالی در آمده و دگرگونی ویژه پذیرفته چه مادی باشد مانند معماری کشاورزی و صنعت و چه معنوی مانند: سنت ها باورها اندیشه ها فلسفه ها و گوناگون دانش ها. روح تمدّن اسلامی با بعثت پیامبر اکرم(ص) بر کالبد جامعه انسانی دمیده شد و در مدینة النبی هسته نخستین تمدّن اسلامی پی ریخته شد و کم کم نسیم آن فضاهای دیگر را در نوردید و به سرزمین های دیگر راه یافت و امت ها و ملت های دیگر را دگرگون کرد. اسلام با فرهنگ و اندیشه ناب والا و شکوفان خود راه را برای هر چه شکوفا تر شدن تمدّن اسلامی هموار کرد. تمدّن اسلامی با الهام و استفاده از فرهنگ پرمایه و والای اسلام و بهره وری از تجربه ملت ها و تمدّن های پیشین تمدّنی بی بدیل شد و سرزمین های بسیاری زیر چتر خود گرفت و پرتو خود از تاریکی و جهل به در آورد و به اوج روشنایی و دانایی رساند. این تمدّن سترگ قرن ها پایید و درخشید کم کم اختلاف ها ناشایستگی های حاکمان اشرافی گری ها تجمل پرستی ها دور افتادن مردمان و حاکمان از قانون ها و آیین های اسلامی پای بند نبودن آنان به قانون های شریعت آلودگی به گناه و ستم تن پروری ها و تنبلی ها خودبزرگ بینی و… سبب شد تمدّن اسلامی از اوج به فرود آید و از سرزمین ها کوچ کند و به دیگر سرزمین هایی که پاس آن را می دارند قرار یابد و منزل گزیند. وعده خداوند که بار دیگر پرهیزگاران و خدا جویان و خداباوران حاکم بر زمین خواهند شد و تمدّن مهدوی به گونه گسترده و همه سویه رخ خواهد نمود و بر تمام فرهنگ ها و تمدّن های زمان خود چیره خواهد شد و مدینه مهدوی به عنوان مدینه کرامت عزت برکت عدال امنیّت غیرت اخوّت رحمت رأفت صلابت و مدینه ایده آل و دولت کریمه طلوع خواهد کرد و به زمین روشنایی خواهد بخشید. امام مهدی(عج) مدینه ای را سامان خواهد داد و بنیان آن را خواهد گذاشت که وجهه(رحمة للعالمین) بودن آن بر همگان آشکار باشد و حوزه رسالتش(کافّةً للنّاس بشیراً و نذیراً) باشد. تمدّن مهدوی تمدّن مادی و معنوی است. این دو بال زندگی با هم به پرواز در می آیند و همیشه و همه گاه چه در اوج گیری ها و چه در فرود آیی ها یکی کمک کار دیگری است و هیچ یک بی نیاز از دیگری نیست. هر یک فلج شود و از کار بیفتد دیگری را فلج می کند و از کار می اندازد. اگر پرسیده شود که تمدّن مهدوی در جهان امروز چگونه سر بر خواهد آورد. دنیا رو به سوی دیگر دارد و به سوی افق های دیگر در حرکت است. انسان امروز فکرها و سلیقه های دیگری را می پسندد و سعادت خود را در فن آوری های جدید و تکنولوژی هر چه پیچیده تر و پیشرفته تر می جوید. مهدی(عج) چگونه انسان امروز را با فکرها اندیشه ها سیاست ها مکتب ها و گرایش های گوناگون در زیر یک پرچم گرد می آورد و در برابر این همه ابزار جنگی می ایستد و مرام و مسلک نوینی را به جهانیان عرضه می دارد؟ در پاسخ به این پرسش باید به دو نکته توجه داشت: 

الف. نشانه هایی وجود دارد و بیان گر این نکته است که: بشر دیر یا زود بر اساس فطرت وحدت جوی خویش به سوی یگانگی همکاری و همدلی حرکت خواهد کرد: (خوشبختانه امروز بحث کردن از مسأله حکومت واحد جهانی از پنجاه سال پیش آسان تر است. امروز وقتی که صحبت از حکومت واحد جهانی می شود به گوش آن قدر سنگینی نمی کند… چون خود دنیا قطع نظر از معارف اسلامی همین حرف ها را می زند و به این طرف می رود. تعبیر دهکده جهانی به عنوان یک بحث کاملا جدی در محافل تصمیم گیر دنیا مطرح است. تعابیر دنیای تک قطبی و جهانی شدن…تأسیس بانک جهانی صندوق بین المللی پول تأسیس سازمان ملل شورای امنیّت پلیس بین الملل داد گاه جهانی بین المللی و جهانی شدن اقتصاد فرهنگ و کارهای سازمان هایی مثل یونسکو و یونیسف و بهداشت جهانی نمونه ای از این اعمال است.)

ب. بی گمان تلاش ها و خیزش های آن حضرت در راستای پیشرفت تمدّن توسعه و رشد و رقاء فرهنگی اجتماعی اقتصادی و سیاسی خواهد بود. همان گونه که در قلمرو تمدّن آغازین اسلامی بین ملت ها قوم ها و امت های گوناگون همکاری همراهی و هم فکری که لازمه پیشرفت تمدّن واقعی بود به وجود آمد و هم زیستی مسالمت آمیز بین گروه ها و قوم ها و ملت های گوناگون ممکن شد در زمان حضرت مهدی(عج) نیز چنین پدیده ای رخ خواهد داد و همدلی و همراهی جلوه گر خواهد گردید. البته تمدّن اسلام در آخر زمان مانند تمدّن اسلام در آغاز دنباله رو دیگر تمدّن ها و فرهنگ ها نخواهد بود؛ بلکه راه و رسم جدیدی را پی خواهد افکند با این که از همه تجربه های بشری بهره می برد ولی چون گوهر آن از وحی سرچشمه می گیرد و هسته اصلی و مرکزی آن را وحی و پیام الهی تشکیل می دهد و از هرگونه خرافه ای که در طول زمان بر چهره آموزه های اسلام نشسته پاک و بری است نو جلوه خواهد کرد به گونه ای که گویا برای نخستین بار است که چنین تمدّنی با این ویژگی ها چهره می نماید و جلوه گری می آغازد. امام عصر(عج) روح تمدّن دینی را در کالبد تمدّن های کنونی خواهد دمید و روند تکاملی تمدّن ها را شتاب خواهد بخشید. آن حضرت با استفاده از تمامی ابزار زندگی مدرن و پیشرفته و با به کارگیری سالم سلاح ها و تکنولوژی های موجود در جهان چهره زندگی انسان ها را دگرگون خواهد ساخت. البته این آرمان با ایجاد مرکزیت یگانه و مدیریت و حاکمیت واحد و توانمند و فراگیر جهانگیر و جهانشمول خواهد شد و این حقیقتی است که بر زبان رسول گرامی اسلام(ص) جاری شده است که فرمود: (لما عرج بی الی السماء… قال اللّه عزّوجلّ و عزّتی و جلالی لأظهرنّ بهم دینی و لآعلیّن بهم حکمتی و لأطهرن الارض بآخرهم من اعدائی و لأمکننّه مشارق الأرض و مغاربها و لأسخرن له الریاح و لأذلّلن له السحاب الصحاب و لأرقینّه فی الأسباب… ثم لأدیمّن ملکه و لاداولنّ الأیام بین اولیائی الی یوم القیامة.) در سیر و سفر آسمانی[معراج] … خداوند عزّوجلّ به من فرمود: به عزت و جلالم سوگند! [به دست دوستان و بندگان شایسته ام] دین و آیینم را پیروز خواهم کرد و حق را برتری و اعتلا خواهم بخشید. زمین را به دست آخرین حجت از نابکاران و دشمنان پاک خواهم ساخت و او را بر شرق و غرب عالم چیره خواهم ساخت. بادها و ابرها را در اختیار او خواهم گذاشت اسباب پیروزی او را فراهم خواهم ساخت… آن گاه حاکمیت و دولت او را تا بر پایی قیامت میان دوستانم دست به دست قرار خواهم داد. از این بیان نورانی به چند نکته می توان دست یافت:
- جهان در انتظار مصلحی است که روزی ظهور خواهد کرد و این وعده حتمی پروردگار است.
- آن ولیّ خدا تمام زمین را از وجود تبهکاران و آلودگان پاک و پاکیزه خواهد کرد.
- حوزه حکومت و قلمرو نفوذ او شرق و غرب عالم را فرا خواهد گرفت.
- امدادهای غیبی و عوامل طبیعی به او یاری می رسانند.
- پس از پیدایش آن حاکمیت و رهبری تمدّن دینی آخرین شیوه زندگی خواهد بود و تا پایان جهان و قیام قیامت پایدار خواهد ماند.
بنیان گذاری و ادامه حکومت و تمدّن آخرین به دست بهترین بنده خدا حضرت مهدی (عج) و با کمک و یاری بندگان شایسته پروردگار خدا پس از آن که همه نظام ها و رژیم های سیاسی جهان امتحان خودشان را داده باشند به عنوان آخرین حکومت در تاریخ تمدّن بشر رخ می نماید و بشر تشنه عدالت و مدیریت صالح و سالم را اداره می کند. امام صادق(ع) درباره این دولت می فرماید: (دولتنا آخر الدّول و لن یبقی اهل بیت لهم دولة الا ملکوا قبلنا لئلا یقولوا اذا رأوا سیرتنا اذا ملکنا سرنا مثل سیرة هؤلاء و هو قول الله عزّوجلّ: (و العاقبة للمتقین.) دولت و نظام ما واپسین دولت خواهد بود. همه گونه دولت ها پیش از این سر کار خواهند آمد تا نگویند اگر ما هم سر کار بودیم چنین و چنان می کردیم. واین است آن حقیقتی که خداوند در قرآن فرموده: (عاقبت از آن پرهیزگاران است) پیام روشن این سخن معصوم(ع) آن است که: بشر باید تمام فراز و نشیب های سیاسی و اجتماعی را پشت سر بگذارد همه گونه حکومت ها و دولت های بشری و عرفی را پیش از ظهور تجربه کند به ناکار آمدی و ناتوانایی آن ها پی ببرد و ضرورت نظام توان مند و مدیریت شایسته و فراگیر را با تمام وجود احساس کند. در آن شرایط است که دولت حضرت مهدی(عج) به عنوان نظام رهایی بخش و رهبری کار آمد در سطح بین المللی و جهان اعلام موجودیت می کند و پایه های تمدّن جهانی خویش را با همکاری همدلی همراهی مردمان پروا پیشه و مددهای غیبی پی می ریزد و چهره دنیا را دگرگون می سازد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: (وی[امام زمان] هنگامی قیام می کند که دنیا را هرج و مرج فرا گرفته و کشورها به یکدیگر شبیخون می زنند نه بزرگ به کوچک رحم می کند نه نیرومند بر ناتوان مهر می ورزد.) و نیز امام باقر(ع) فرمود: (قائم قیام نمی کند جز در هنگامی که ترسی شدید مردم را فرا گرفته بحران ها آشوب ها گرفتاری ها و بیماری آنان را در برگرفته باشد کشتار وحشیانه درگیری شدید و تفرقه دینی بین مردم محسوس شود و به گونه ای دچار رنج و افسردگی شده باشند که صبح و شام آرزوی مرگ کنند. آری وی در ناامیدی مطلق مردم ظهور و خروج خواهد کرد!)

جوهره تمدّن حضرت مهدی(عج)

تمدّنِ جهانی اسلام به رهبری امام زمان(عج) دارای روح و جوهره ویژه ای است که دیگر تمدّن ها از آن بی بهره اند. جوهره ویژه تمدّن اسلامی آموزه های وحیانی است. آموزه های وحیانی به تمدّن اسلامی در گذشته جلوه ویژه ای بخشیده بود و آن را از حالت مادی صرف به در آورده بود و در هاله ای از معنویت قرار داده بود. در تمدّن اسلامی استوار بر وحی انسان رها نیست و خدایگان ندارد و خدای او یکی است که باید در برابر او به کرنش و نیایش بایستد. و از دایره بندگی خدا بیرون نرود: (یعبدوننی لا یشرکون بی شیئاً.) این تمدّن رسالت دارد که انسان را از زمین برکند و آسمانی کند و او را با زیبایی ها و حقیقت های آسمان آشنا سازد و در بستر ارزش های وحیانی و قرآنی دنیای بهتر و زندگی ارزشمندتری را به وی ارزانی بدارد. آن چه در تمدّن امروز بشری کم تر به چشم می خورد خداست و بستگی به عالم معنی و پای بندی به اخلاق و ارزش های والا. تار و پود تمدّن مادی سود بیش تر است و سرمایه اندوزی. سود بیش از هر راهی که ممکن شد. سرمایه اندوزی با هر ترفندی که شد. مهرورزی دیگر دوستی عشق به خوبی ها زیبایی ها ارزش ها پاکبازی ها ایثارها و… در گردونه سودجویی و سرمایه اندوزی معنی ندارد و خوبی ها و ارزش ها در این گرداب رنگ می بازند. در تمدّن سرمایه داری و مادی مصرف زیاد اسراف و تبذیر برای به گردش در آمدن کارخانه ها و گرم ماندن تنور سرمایه داری اصل است و باید با تمام توان آن را نگهداشت. سمت و سوی تمدّن مادی غرور و غفلت است. تمدّن مادی نه تنها از دین کمک نمی گیرد بلکه آن را در بستگی ها و پیوندهای اجتماعی ناکارا می داند. این پندار در آن پایگاه پیدا کرده که تمدّن را باید بدون در نظر گرفتن این ارزش ها پایه ریزی کرد: (فکر خدا و زندگی اخروی را باید کنار گذاشت… باید رأفت و رقت قلب را دور انداخت. رأفت از عجز است. فروتنی و فرمانبرداری از فرومایگی است. حلم و حوصله عفو و اغماض از بی همتی و سستی است. مردانگی باید اختیار کرد. بشر باید به مرحله مردبرتر برسد. عزم واراده داشته باشد.) این است جانمایه و روح تمدّن غرب که از باب نمونه به آن اشاره کردیم. تمدّن اسلامی که به دست توانای امام عصر(عج) بنیان گذارده می شود و به تمام جهان گسترش می یابد جوهره دینی و الهی دارد که این روح در کالبد تمدّن دارای جلوه هایی است از این دست:

۱٫ گسترش عدل و احسان: در تمدّن جهانی اسلام عدل و احسان سنگ زیرین است. عدالت اجتماعی نخستین و بنیادی ترین کار امام زمان(عج) است. پیامبر(ص) و پیشوایان معصوم(ع) در ترسیم جامعه مهدوی همه بر این حقیقت انگشت نهاده اند که او خواهد آمد و جهان پر از ستم و بیداد را پر از عدل و داد خواهد کرد. بنابراین می توان گفت سرلوحه دگرگونی اجتماعی و سر آغاز انقلاب جهانی آن حضرت احیای ارزش های دینی و اجرای عدالت بر اساس آن ارزش ها و معیارهاست. او ادامه دهنده راه پیامبران و اولیاست پیامبران وظیفه داشتند برابر کتاب و میزان مردمان را به دادگری به پا دارند. (لقد ارسلنا رسلنا بالبیّنات و انزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم النّاس بالقسط.) ما فرستادگان خود را با نشانی های روشن و پیغام های راست فرستادیم و با ایشان کتاب و ترازو فرستادیم تا مردمان را به دادگری به پا دارند. از این روی او نیز وظیفه دارد برابر کتاب و ترازویی که بر پیامبران فرو فرستاده شده جامعه انسانی را به دادگری به پا دارد و از نارواها و ستم باز دارد: (انّ اللّه یأمر بالعدل والأحسان وایتاء ذی القربی وینهی عن الفحشاء و المنکر والبغی…) خدا به عدل و احسان و بخشش به خویشاوندان فرمان می دهد و از فحشا و زشتکاری و ستم نهی می کند. این آیت و کریمه قرآنی که اصول ارزش های فردی و اجتماعی را ترسیم کرده و از ضد ارزش ها و پلیدی ها و ناروایی ها باز داشته است به معنای واقعی و کامل در عصر ظهور پیاده خواهد شد. عدل نگهداشت دقیق حقوق مردمان و مبارزه فراگیر و همه سویه با نابرابری هاست. و احسان جایگاه برتری در میان ارزش های اجتماعی اسلام دارد که به یک معنی بالاتر از عدالت است. اگر پایه های حقوق انسانی بر اساس عدالت اجتماعی استوار گردد جلوه های احسان و نیکوکاری فضای جامعه را می آکند. به فرموده امام علی(ع) عدل قانونی است فراگیر: (سائس عام) و احسان ارزشی است ویژه: (عارض خاص) وظیفه نخست در جامعه دینی نهادینه کردن بنیادهای اجتماعی بر اساس عدل است. اگر مردم در حکومتی که همه نهادها و ارکان آن بر هرمِ عدل استوار گشته بزیند ریشه های نوع دوستی برادری مهرورزی توانا می گردند. اشاره کردیم جوهر اصلی نظام مهدوی بندگی است همان که خدا به آن فرمان داده: (امر ربّی الاّ تعبدوا الاّ ایّاه) و بندگی وقتی به اوج می رسد که بنده آن چه را که معبودش از همه چیز بیش تر دوست دارد در راه پیاده کردن آن تلاش ورزد. اسماعیل بن مسلم می گوید: در محضر امام صادق(ع) بودم که شخصی از آن حضرت پرسید بین این دو آیه شریفه: (انّ اللّه یأمر بالعدل و الاحسان) (امر ربّی الاّ تعبدوا الاّ ایّاه) چگونه می توان جمع کرد؟ امام(ع) فرمود: (نعم لیس للّه فی عباده امر الاّ العدل و الاحسان.) بله خداوند برای بندگان خود دستوری ندارد جز اجرای عدالت و عمل به احسان. به دیگر سخن(عدل) نماد مسائل اجتماعی اسلام است و(احسان) نماد مسائل اخلاقی آن. اگر این دو رکن رکین در جامعه رواج یابد و ساختار اجتماعی بر این دو استوار گردد دو واقعیت دیگر که از ویژگی های فرهنگ دینی حکومت مهدوی است روشن می گردد: مساوات و مواسات. تراز تمدّن حضرت مهدی(عج) عدل است که در پرتو آن دیگر ارزش ها جایگاه واقعی خود را می یابند: (یطهّر اللّه به الأرض من کلّ جور و یقدّسها من کل ظلم… فاذا خرج وضع میزان العدل بین النّاس فلا یظلم احدٌ احداً.) با وجود آن حضرت جهان از هر گونه ستم پاک می شود…. آن گاه که ظهور کند میزان عدل را در میان مردم بنیان نهد هیچ کس به دیگری ستم روا نخواهد داشت.

۲٫ استواری پیوندهای اجتماعی: تار و پود ساختار هر تمدّنی را افراد آن می سازند. مردم با برخورداری از روح جمعی پایه های تمدّن را بنیان می نهند و بر پویایی و بالندگی آن می افزایند. انسان ها پاره های پیکر تمدّن را مانند که به هر نسبت پیوند و حیات جمعی آنان بیش تر و بالنده تر باشد آثار توسعه و تمدّن و پیشرفت در جامعه آنان نمایان تر است. در آموزه های اسلامی مفاهیم و واژه هایی وجود دارد که حاصل معنی و پیام آن ها بنیان گذاری و تواناسازی روحیه جمعی و اجتماعی به گونه فراگیر است مانند: (توادّ) و(تراحم)، (تعاضد) و(تواصی) و از همه گویا تر واژه(تعاون) که خداوند در آیه شریفه به گونه یک دستور اجتماعی اسلام می فرماید: (تعاونوا علی البرّ والتقوی ولا تعاونوا علی الأثم و العدوان) در نیکوکاری و خویشتن بانی یکدیگر را همکاری کنید نه در گناه و تجاوز. تعاون بر نیکی و نیکویی به مفهوم گسترده آن در درون خود ابزار فرهنگی اجتماعی اقتصادی و… تمدّن اسلامی را داراست. روشن است که پیدایش روح جمعی و تعاون به ابزار ژرف و استوار فراوانی نیاز دارد که همه آن ها در درون مبانی نظری تمدّن اسلامی ساخته و پرداخته شده است. پیدایش این روحیه در جامعه اسلامی پیشرفت های مادی و معنوی و توسعه مادی و تکامل معنوی گسترده ای به دنبال دارد و در زمینه های عاطفی و اخلاقی نیز از سازندگی و سامان دهی چشم گیری برخوردار است. شهید مطهری می نویسد: (زنده بودن اجتماع به این است که در افراد آن اجتماع روح اجتماعی و حسّ اجتماعی و عاطفه اجتماعی وجود داشته باشد… یعنی خودت را همواره به جای دیگران بگذار و برای آن ها همان را بپسند که برای خود می پسندی و همان را کراهت داشته باش که برای خویشتن کراهت داری.) این مسأله نقش حیاتی و تمدّن آفرینی در جامعه های بشری دارد. از این روی در سیره و روش زندگی پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) به نمونه هایی برمی خوریم که بر این اصل بلند و بنیادی به روشنی تأکید شده است.
پیامبر(ص) در سفری که با یاران همراه می شود در منزلگاهی برای پخت غذا و یا… نیاز به هیزم می افتد. همه به جمع آوری هیزم می پردازند و پیامبر نیز. حضرت با این کار روحیه جمعی و همکاری را به نمایش می گذارد. یا در کندن خندق در پیرامون مدینه برای خود سهمی را قرار می دهد و دست به کار کندن می شود. و… در سیره امام علی(ع) نمونه های بسیار از این دست دیده می شود که آن حضرت در کارها و حرکت های جمعی شرکت می جوید. امام صادق(ع) در هنگامه ها با مردم همراه می شود که از جمله در زمان خشکسالی مدینه آن چه برای خود ذخیره کرده بود که تا پایان سال به مصرف برساند به بازار عرضه کرد که مباد ذخیره سازی او به مردم آسیب برساند. در مدینة النبی داستان ایثارِ انصار نسبت به مهاجران آن چنان گویا و روشن است که هر کس اندک آشنایی با آیات قرآن داشته باشد به این حقیقت پی می برد. قرآن در یادکرد از مناسبت های تاریخی از این روحیه و سیره مسلمانان به نیکی و زیبایی یاد می کند و با این شیوه ساختار تمدّن درخشان اسلامی را که به دست توانای پیامبر اکرم(ص) و مسلمانان خداباور و خالص بنیاد نهاده شده ترسیم می کند: (والذّین تبوُّؤُ الدّار و الأیمان من قبلهم یحبّون من هاجر الیهم ولایجدون فی صدورهم حاجَةً ممّا اُوتوا ویؤُثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصة و من یوق شُحّ نفسه فاولئک هم المفلحون.) و کسانی که پیش از ایشان جای در مدینه و در ایمان گرفتند در حالی که هر کس را که به سوی آنان هجرت کرد دوست می داشتند و در دل خویش نسبت به آنچه داشتند نیازی احساس نمی کردند و دیگران رابر خویش مقدم می داشتند گرچه آن چیز ویژه ایشان می بود و کسانی که بخل و آز درون مهار کنند آری همانان رستگارانند. گزیده سخن آن که این ویژگی در ساختار تمدّن اسلامی و شکوفایی آن نقش بنیادی و اساسی داشته است و همین ویژگی در تمدّن جهانی اسلامی به رهبری امام زمان(عج) نیز به گونه ای پررنگ و گسترده پدیدار خواهد شد. مواسات مساوات ایثار انسان گرایی انسان دوستی تعاون و امداد رسانی در مدینه مهدوی آنچنان ریشه دار و استوار است که گویی همگی در یک خانواده می زیند و نیازهای خویش از جیب و کیسه یکدیگر بدون مانع برطرف می سازند(من) و(تو) در آن جامعه رنگ می بازد و(ما) به مفهوم واقعی و راستین خود را می نمایاند. اسحاق بن عمار می گوید: (کنت عند ابی عبدالله(ع) فذکر مواساة الرجل لأخوانه وما یجب علیهم فدخلنی من ذلک امر عظیم فقال: انما ذلک اذا قام قائمنا وجب علیهم ان یجهزوا اخوانهم و یقوّوهم.) نزد امام صادق(ع) بودم و از یاری و غمخواری هر کس با برادرانش و آن چه بر آنان واجب است سخن به میان آمد. من از این موضوع در شگفت شدم. امام(ع) فرمود: این هنگامی است که قائم ما قیام کند که در آن روزگار بر همگان واجب است یکدیگر را یاری رسانند و یکدیگر را نیرو بخشند.
در آخرالزمان این مکارم اخلاقی و بزرگواری های انسانی است که پایه های تمدّن جهانی اسلام را استوار می سازند. امام باقر(ع) می فرماید: (… حتّی اذا قام القائم جاءت المزامله و یأتی الرّجل الی کیس اخیه فیأخذ حاجته لایمنعه.) به هنگام قیام قائم[آل محمد] آن چه می بینی دوستی و یگانگی و تعاون است تا آن جا که هر کس آن چه نیاز دارد از جیب دیگری بر می دارد بدون هیچ دشواری و بازدارنده ای. به راستی که تصویر و ترسیم چنین جامعه ای دلپذیر و دلنشین است. شاید در زمان ما که رقابت های تنگاتنگ مادی در زندگی ها پدید آمده و چهره معنوی زندگی ها را دگرگون ساخته و روح جمعی و معنوی و برادری را از بسیار کسان گرفته ترسیم چنین جامعه ایده آلی دشوار و غیر درخور باور باشد. لکن در دوران ظهور و در فضای رهبری امام معصوم(ع) آن چنان روحیه ها پرورش می یابد و ناخالصی ها و غلّ و غش ها و خودبینی ها و خودخواهی ها رنگ می بازد که(مزامله) و دوستی ها ناب وخالص می گردد پیوند انسانی و مهروزانه بر اساس راستی یک رنگی یکدلی و یک جانی شکل می گیرد شیرازه نظام اجتماعی بر محور محبّت و دگردوستی و تعاون و تعادل اجتماعی استوار می گردد و فرهنگ مهدویت جان ها را با تزکیه و اندیشه ها را با تعلیم به اوج پاکی و بالندگی می رساند. در چنین فضایی همه آن چه به آن اشارت کردیم و بالاتر از آن هم باور کردنی و پذیرفتنی خواهد بود.

۳٫ برقراری امنیّت: در فرهنگ و تمدّن امنیّت اجتماعی اصل است. از مهم ترین نیازهای اساسی بشر که درهرم نیازهای او قرار دارد نیاز به امنیّت است. امنیّت شغلی مدنی قضایی اقتصادی سیاسی ـ اجتماعی فرهنگی ـ اخلاقی حقوقی و خانوادگی بستر زندگی سالم و جامعه صالح و بی دغدغه را فراهم می سازد. در این چنین جامعه ای پیوندهای انسانی و اجتماعی با آرامش و بی تنش شکل می گیرد تکاپوهای اجتماعی و اقتصادی با رونق و شادابی انجام می پذیرد رفتارهای ناهنجار اخلاقی و خشونت ها و خشم ها فروکش می کند. قانون گرایی و قانون مندی رواج می یابد فرادستان خون فرودستان را نمی مکند فاصله بین دولتمردان و مردم از بین می رود دسترسی به مسئولان آسان می شود میدان برای نقد ـ نه نفی ـ فراهم می گردد کاستی ها از روی خیرخواهی و نصیحت گوشزد و گفته می شود نقطه های قوت و قدرت دست اندرکاران به دور از چاپلوسی و گزافه گویی مطرح می گردد و در نتیجه همگان احساس مسئولیت نصیحت و نگهداشت عدالت پیدا می کنند و راه های نفوذ هجوم ها و شبیخون های دشمنان داخلی و خارجی را با تمام توان می بندند و آقایی و سروری و سربلندی خویش را پاس می دارند. در مدینه قرآنی به رهبری حضرت مهدی(عج) همه جا امنیّت برقرار می شود جان و مال و ناموس و آبروی مردمان از هر گونه گزند و آسیبی در امان می ماند: (و لیبدّلنّهم من بعد خوفهم امناً.) امام صادق(ع) می فرماید: آیه شریفه درباره امام زمان(عج) است؛ یعنی آن امام همام ترس ها و هراس ها را به امید و اطمینان دگر می کند: (در آن زمان چندان امنیّت بر سراسر گیتی گسترده می شود که از هیچ چیز به چیز دیگر زیان نمی رسد ترس و وحشتی به چشم نمی خورد حتی جانوران و حیوانات در بین مردم رفت و آمد می کنند و به یکدیگر آزاری ندارند.) ایمان ایمنی بخش سایه خود را بر فراز جامعه مهدوی می افکند. فضای آن روز جامعه سرشار از اعتماد و اطمینان به یکدیگر است. در پرتو کلمه توحید و بر اساس وحدت و یگانگی اجتماعی دل ها به هم نزدیک و ضریب ناامنی ها به صفر می رسد. رقابت های ناسالمی که بر اثر بیم از یکدیگر به وجود آمده به رقابت های سالم و رفتارهای ایثار گرانه دگر می شود. درد جانکاهی که جامعه های متمدّن امروز را فرا گرفته ناامنی های خانوادگی و اجتماعی است. گزارش های رسیده از این گونه جامعه ها نشانگر آن است که صنعت و تکنولوژی گر چه توانسته است تا اندازه ای زمینه آسایش مادی و جسمی شهروندان را فراهم سازد اما در بر آوردن آرامش روحی و روانی ناتوان بوده است. این واقعیت ثابت می کند که بشر را نمی توان همیشه و همه جا با قراردادهای اجتماعی خشک و بدون پشتوانه معنوی و ایمانی تربیت کرد تا در آشکار و پنهان حریم حرمت و حقوق دیگران را پاس دارند. و همین حقیقت نیاز به آمدن رهایی بخش و نجات دهنده و اصلاح گری که زمینه ساز امنیت همه جانبه باشد ثابت می کند. در باور شیعیان جرعه نوشان کوثر زلال محمدی ـ علوی آن رهایی بخش و امنیّت گستر امام زمان حضرت حجة بن الحسن(عج) است که با قیام و ظهور خود امنیت را می گستراند و این نیاز مهم انسانی را به جامعه انسانی ارزانی می دارد و زندگی آرامش بخشی را برای مردمان جهان فراهم می سازد. و با تدبیر و بینش چهره تمدّن ترس آلود و دلهره آور را به تمدّنی انسانی و امیدبخش دگر می سازد.

۴٫ سامان دهی اقتصادی: در آموزه های دینی پیوندی استوار بین مسائل اقتصادی و مسائل معنوی دیده می شود تا آن جا که پیامبر(ص) فرمود: (لولا الخبز ما صلّینا ولاصمنا ولا ادّینا فرائض ربنا.) بدون نان نه نماز می توانیم گزارد و نه روزه می توانیم گرفت و نه دیگر واجبات را می توانیم انجام داد. (ثلاثة تحتاج الناس طرّاً الیها: الأمن والعدل والخِصب.) سه چیز است که همه مردم به آن نیاز دارند: امنیت عدالت و فراوانی. در چشم انداز تمدّن درخشان جهانی اسلام به رهبری امام زمان(عج) نیز این واقعیت نوید داده شده که: آن حضرت رفاه اقتصادی را همراه با عدالت اجتماعی به گونه ای گسترده و فراگیر فراهم خواهد آورد. در دوران فرمانروایی آن حضرت و در پرتو مدیریت شایسته و سالم و برنامه های جامع و همه سویه و سیاست های واقع نگر و انسان محور ایشان زمینه شکوفایی استعدادها فراهم می آید تلاش و کوشش مردم با انگیزه های معنوی در می آمیز و کارآیی کسان و بهره گیری از منابع طبیعی و خدادادی دو چندان می شود کار وجهه عبادی و انجام تکلیف به خود می گیرد نیروهای بالقوه و پنهان میدان بروز و ظهور می یابند خوی مردم دوستی و خدمتگزاری در بین مردم رشد می کند. در چنین جامعه ای زندگی اقتصادی چهره نوینی پیدا می کند و همگان از زندگی سالم و به دور از دغدغه و نگرانی بهره مند می شوند. بر اثر پیشرفت علم و تکنولوژی در زمان آن حضرت منابع جدید و ناپیدا کشف می شوند و زمین آن چه در درون خود دارد بیرون می افکند و بهره برداری بهینه از آن آغاز می شود.

در زمان مهدی(عج) فراورده هایی به جامعه عرضه می گردد که تا آن روز برای بشر ناشناخته بوده است. راه های تولید سالم و توزیع عادلانه به عنوان ارزش و وظیفه ایمانی و دینی نموده می شود و در نتیجه اقتصاد جامعه در پرتو مدیریت حضرت مهدی(عج) شکوفا می شود و برکت و فراوانی نعمت سرتاسر گیتی را فرا می گیرد و همه از مائده های الهی به آسانی بهره می برند. پیامبراکرم(ص) فرمود: (یتنعّم امّتی فی زمن المهدی(ع) نعمة لم یتنعّموا قبلها قطّ یرسل السماء علیهم مدراراً ولاتدع الأرض شیئا من نباتها الاّ اخرجته.) پیروان من در زمان حکومت حضرت مهدی(عج) به آسایش و نعمت هایی دست می یابند که بیش از آن در هیچ دوره ای به آن دست نیافته اند. در آن زمان آسمان باران فراوان می بارد و زمین نیز تمام روییدنی هایش را بیرون می اندازد. براساس معیارهای قرآنی تقوا و خویشتن بانی نیکوکاری عدالت گستری و… زمینه های نزول و ریزش رحمت ها و برکت ها از سوی پروردگار می شود. اگر فضای جامعه فضایی معنوی و الهی باشد و زبان های آغشته به دعا آلوده به گناه نگردد لقمه ها لقمانی باشد و نیّت ها انسانی بی گمان رزق و روزی ها فراوان تر می گردد. روشن است هنگامی که پیوند انسان ها بر پایه داد و نیکی شکل می گیرد بینوایان از یاد نمی روند و هرکسی مرز خود را می شناسد و به حقوق دیگران دست دراز نمی کند. در چنین جامعه ای نعمت ها و بخشش های پروردگار بر مردمان فرو می ریزد و بسیاری از گرفتاری های اجتماعی برطرف و بن بست های اقتصادی گشوده می شود و راه برای شکوفان شدن هموار می گردد. در روزگار حضرت مهدی(عج) حیات طیبه بر پایه ایمان و عمل صالح رخ می نماید از یک سو آز مهار می گردد مساوات و مواسات دامن می گستراند بخل و کنسی و تنگ چشمی دامن برچیند و از دیگر سوی انگیزه ها برای تلاش بیش تر و خالص تر می شود و بستر استفاده بهتر و سالم تر از طبیعت آماده می گردد. طبیعی است که زمینه فراوانی نعمت ها و رونق مسائل اقتصادی نیز پدید آید و گسترش یابد. امام علی(ع) در این باب سخنی دارد بدین سان: (… وتُخرج له الارض أَفالیذ کَبدِهِها و تُلقی الیه سلماً مقالیدها. فیریکم کیف عدل السّیرةِ ویحیی مَـیِّتَ الکتاب والسُّنّة.) … زمین گنجینه های خود را برون اندازد و کلیدهای خویش را از دَرِ آشتی تسلیم او سازد. پس روشِ عادلانه را به شما بنماید و آن چه از کتاب و سنت مرده است زنده کند. امام زمان(عج) در پرتو برنامه ریزی ها و مدیریت های خردمندانه مناسب و برخاسته از نیاز جامعه و نگهداشت عدالت در هر برنامه و تلاشی و پیاده کردن آن در تمام زوایا و زمینه ها و رواج و گستراندن ارزش های دینی و وزاندن نسیم روح انگیز آن در جامعه و با کمک از امدادهای غیبی جامعه الهی ـ قرآنی را می سازد و پرچم حق را بر می افرازد. در نظام و تمدّن مهدوی کارها و پُست ها به شایستگان واگذار می شود. ثروت های غصب شده به صاحبان ثروت برگردانده می شود. بیت المال از چنگ غارتگران و حرام خواران و خیانت پیشگان به در می آید. درهای رفاه و بهره مندی سالم از طبیعت و رزق و روزی حلال به روی مردم گشوده می شود. دیو فقر زوزه کشان سرزمین مهدوی را ترک می کند. همگان در اوج عزت و به دور از هرگونه منّت و ذلّت روزگار را می گذرانند.

۵٫ رشد عقل و گسترش دانش: در اسلام و در پرتو آن تمدّن اسلامی عقل جایگاه بلندی دارد و رکن حرکت پویش و تلاش به شمار می رود عقل ستون خیمه دین است و بدون عقل دین جایگاه حقیقی خود را نمی یابد و بدون عقل دین شناخته نمی شود و مجهول می ماند. عقل است که گوهر دین را می شناساند و به انسان دستور می دهد در برابر آن سر فرود آورد و به فرمان هایش گردن نهد.

عقل است که زیبایی دین را می نمایاند و آن را بر اریکه قدرت می نشاند و انسان را به تماشای آن وا می دارد. عقل راهنماست به سوی زیبایی ها خوبی ها ارزش ها راستی ها و پرهیز دهنده از خطرها. از این روی در قرآن به خردورزی اندیشیدن به علم دین آگاه شدن و فرزانگی سفارش بسیار شده است. و در فقه اسلامی عقل یکی از منابع چهارگانه اجتهاد به شمار می رود که اجتهاد بدون در نظر گرفتن این رکن مهم و پایه استوار ناتمام است. امام صادق(ع) درباره جایگاه عقل در اسلام در پاسخ پرسنده ای که می پرسد: عقل چیست؟ می فرماید: (ماعبد به الرّحمن واکتسب به الجنان) [عقل] چیزی است که به آن خداوند عبادت می شود و بهشت به دست می آید. آن حضرت در پاسخ این پرسش پس آن چه معاویه به کار می بست چه بود؟ فرمود: (تلک النّکراء تلک الشّیطنة وهی شبیهة بالعقل و لیست بالعقل.) آن چه او داشت نیرنگ و شیطنت بود و آن مانند عقل بود نه خود عقل. عقل ریشه در بندگی دارد. در تمدّن اسلامی عقل و بندگی عقل و اخلاق عقل و ارزش ها عقل و تقوا پیوند ناگسستنی دارند. هرگاه عقل با یکی از این ها که بر شمردیم و صدها ارزش والای دیگر همراه نبود از مدار خارج می شود و جامعه را به نیرنگ می آلاید و هر گونه سودجویی استثمار استعمار و به بردگی واداشتن دیگران و… خردورزی نام می گیرد. علم و تکنولوژی که دستاورد عقل و خرد است اگر با عقل سالم عقل به دور از هوی و هوس عقل به دور از آلودگی ها به کار گرفته نشود فاجعه به بار می آورد همان فاجعه ای که امروزه شاهد آن هستیم. عقل سالم عقل محور جامعه انسانی عقل راهنما به سوی نیکی ها زیبایی ها ارزش ها عقل است که با اخلاق همراه و هم خانه و همزاد است و جدایی بین آن ها در پندار نگنجد. در آموزه های دینی بویژه شیعی به پیوند عقل و اخلاق توجه ویژه شده است. امام صادق(ع) می فرماید: (انّا لنحبّ من کان عاقلاً عاملاً فهماً فقیهاً حلیماً مداریاً صبوراً صدوقاً وفیاً.) ما دوستدار کسانی هستیم که عقل دانش فهم فقاهت بردباری نرمش صبر دارند و اهل وفا و راستی اند[به عبارتی این والاییها را به هم درآمیخته اند]. عقلانیتی که در آن انسانیتِ انسان نادیده گرفته شود و برتری ها و والایی های او به فراموشی سپرده شود. عقلانیتی است ابزاری و خشک و سوگمندانه آن چه مورد نظر فرهنگ و تمدّن غربی است و در غرب خود را نموده این چنین عقلانیتی است. در فرهنگ و تمدّن اسلامی عقلانیت و اخلاق به گونه ای به هم تنیده شده که جداسازی آن دور از یکدیگر کاری است ناشدنی. خردورزی و تکامل مادی و معنوی کامل کننده و یاری رسان یکدیگرند. (مدینه) واژه ای است که(دین) را در برگرفته است؛ یعنی بدون دین و ارزش های دینی و اخلاقی بنیان های مدینه و تمدّن هم سست و ناپایدار است. مدینه فاضله مهدوی سرشار از خردورزی و اخلاق است. در آن دوران اندیشه ها به اوج شکوفایی می رسد علوم و فنون تکامل می یابد و همراه آن برتری ها و والایی های انسانی و اخلاقی مراحل عالی و ارجمند خود را پیدا می کند.

در آن روزگار بشر هر روز به شناخت های تازه و نوی دست می یابد. دانایی و دانش بر جهل و غفلت چیرگی می یابد تکنیک و صنعت در مسیر انسانیت قرار می گیرد و تکنولوژی پیشرفته کاربرد انسانی و اخلاقی پیدا می کند. این ها همه از برکت وجود امام و رهبری فرزانه است که با نفس قدسی و پاک خویش بستر گسترش دانش ها و ارزش ها را فراهم می سازد و بازدارنده ها را از سر راه بشر دور می سازد. امام صادق(ع) فرمود: (العلم سبعة وعشرون حرفا فجمیع ماجاءت به الرّسل حرفان فلم یعرف النّاس الیوم غیر حرفین فاذا قام قائمنا اخرج الخمسة والعشرین حرفا فبثّها فی النّاس و ضمّ الیها الحرفین حتّی یبثّها سبعة وعشرین حرفاً.) دانش بیست و هفت بخش دارد که بشر تاکنون دو بخش از آن را آموخته است. به هنگام قیام امام زمان(عج) بیست و پنج باب دیگر بر آن دو افزوده می شود و در میان جامعه گسترش می یابد. روشن است که با پیشرفت علم به رهبری پیشوای عالم و عادل زمینه توسعه همه سویه و بهبود زندگی مردمان فراهم خواهد آمد و دگرگونی ژرف پدید خواهد گردید. از آن جا که علم تیغ دو دم است و اگر به دست نااهل سپرده شود ویران گری به بار می آورد در برنامه آن حضرت تکامل اخلاقی در کنار تکامل علوم نیز پیش بینی شده است. امام باقر(ع) می فرماید: (اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤس العباد فجمع به عقولهم واکمل به اخلاقهم.) آن گاه که قائم ما قیام کند دست محبت و امامت بر سر بندگان نهد و پس از آن خردها را بالنده و خلق و خوی ها را به تمام و کمال می رساند. رشد عقلانی همراه با رشد اخلاقی جامعه ای رشید به وجود می آورد که شایستگی اداره تمام جهان را پیدا می کند. حاکمیتی که همراه خود تربیت و انسان سازی را با عقلانیت و سیاست و جامعه پردازی در آمیخته است وره آورد آن رهایی انسان های گرفتار در بند هوا و هوس و هدایت آنان به سوی هُدی و هدایت همه سویه و همه جانبه است. امام علی(ع) در این باب می فرماید:
(یَعطِفُ الهوی علی الهدی إذا عطفوا الهُدی علی الهوی ویَعطفُ الرَّأیَ علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرَّأی.) خواهش نفسانی را به هدایت آسمانی باز گرداند و آن هنگامی است که ـ مردم ـ رستگاری را تابع هوی ساخته اند و رأی آنان را پیرو قرآن کند و آن هنگامی است که قرآن را تابع رأی خود کرده اند. این است روح انقلاب اصلاحی و بنیادی امام زمان(عج) که چشم اندازی از تمدّن والا و متعالی الهی ـ قرآنی است.

نویسنده: ابوالقاسم یعقوبی
منبع: سایت حوزه

دین دردنیای امروز

 

با گذشت زمان، انسان ها زندگی نو و تازه ای را آغاز می کنند ؛ زندگی ای که با گذشته، متفاوت است. روابطی که در گذشته میان اشخاص و گروه ها بود، محدودتر از زندگی کنونی مورد توجه قرار می گرفت ؛ ولی امروزه انسان ها با توجه به امکانات و فناوری های جدید با جوامع دیگر در ارتباط اند، از فرهنگ و آداب و سنن همدیگر اطلاع دارند و گاهی در فکر غلبه بر آرمان ها و ارزش های یکدیگرند.

یکی از نکاتی که به روشنی می توان در زندگی انسان معاصر ملاحظه کرد، خلأ «دینداری» است.

آشفتگی در جهان معاصر

 

در زندگی امروز، بی حوصلگی ها و ملال های ناشی از نداشتن نقطه اتّکای معنوی، بیش از افسردگی و دلتنگی، مردم را به سوی روان پزشکان می کشانَد و هرچه زندگی، بیشتر ماشینی شود، این مسئله بحرانی تر می گردد ؛ زیرا اوقات فراغت مردم بیشتر خواهد شد. نمونه آشکار این مسئله چیزی است که در غرب، «پریشانی یکشنبه» نام دارد. وقتی فشار کار هفته تمام می شود و ساعات فراغت افراد، بیشتر می گردد، شخص درمی یابد که محتوا و معنایی در زندگی وی وجود ندارد. تعداد خودکشی هایی که می توان آنها را ناشی از این خلأ یا مرتبط با آن شمرد، کم نیستند. پدیده های فراوانی مانند الکلیسم، بزهکاری، اعتیاد، بحران های ویژه زندگی بازنشستگان و سالمندان، و… وابسته به همین تهی بودن زندگانی انسان امروزی است.

رُخدادهای معاصر، تنها به تشدید تحیّر و تردید در بسیاری از افراد انجامیده اند. بسیاری از جنبش های دینی حاضر و همین طور برخی حرکت های مختلف اجتماعیِ غیر دینی را تا حدّی می توان تلاش هایی در جهت برخورد با این آشفتگی شخصی دانست. در سال های اخیر، در جهان توسعه یافته، گروه بزرگی از نویسندگان، جهت توصیف احساس انزوای انسان جدید، آوارگی روحی او، تحیّر وی در مواجهه با نیروهای به ظاهر نامشخص (که وی خود را قربانی بی پناه آن می یابد) و احساس رو به فرسایش وی از ارزش ها، دست به قلم برده اند.

در دنیای متجدّد و تهی از معنا، هیچ چیز و هیچ کس در جایی که باید باشد، نیست. همه چیز از جای خود متزلزل شده است. افراد بشر دیگر هیچ مقام معنوی و هیچ حکومت فرامادّی را به رسمیت نمی شناسند. همگان، اجازه بحث درباره امور قدسی و اعتراض بر جنبه قدسی آنها را به خود می دهند، جهالت خود را بر حکمتْ تحمیل می کنند، لذّت بر حقیقتْ سبقت می جوید، انسان به جای خدا می نشیند و زمین است که می خواهد بر آسمان پیروز شود، فرداست که خود را مقیاس جمیع امور قرارداده و مدعی است که قوانین عالم و آدم را باید با عقل نسبی و خطاپذیر خود استنباط کند.

وقتی که وظایف ما تابع هیچ قانون مشروعی نباشد، در نتیجه، هر فردی به انجام دادن هر کار نامشخصی کشیده می شود و این تمدّن جدید است که با شکستن قداست ها، بشر را به چنین ورطه ای انداخته است.

دین

 

با توجه به مشکلات و بحران های عصر جدید باید اشاره کرد که هیچ چیز نمی تواند باعث آرامش انسان ها گردد (مانند پول و مقام، تفریح و حتی مواد مخدر). تنها راه نجات بشر، دینداری و بازگشت به اصل و سرشت انسانی است. دینداری یعنی آویختن به دین، از جنس دین شدن، به رنگ دین درآمدن و دیندار یعنی منسوب به دین. دین، نور است، هدایت است، بصیرت و آرامش است، و دین یعنی راه و روشی برای بهتر زندگی کردنِ انسان.

دیندار

 

اما دینداری در گرو چیست؟ دینداری در گرو شناسایی دین و عمل به آن است. دیندار کسی است که هم دین را می شناسد و هم بر اساس آن، عمل می کند. دینداری در گرو رفع موانع شناسایی دین و رفع موانع عمل به آن است.

باور ما

 

اگر کسی بخواهد در زندگی امروزی موفق باشد، مسلّما لازمه آن، این است که قوانین طبیعت را بشناسد و با پیروی از این قوانین، حمایت طبیعت و کائنات را برانگیزاند.

یک رودخانه را مجسّم کنید که در مسیر خاصی (مثلاً از سمت شمال به جنوب) جریان دارد و تصوّر کنید که دو نفر می خواهند در این رودخانه شنا کنند، منتها یکی در جهت جریان آب، حرکت می کند و دیگری برخلاف آن. ببینید فردی که برخلاف جریان آب شنا می کند، چه قدر تقلاّ می کند، دست و پا می زند، چه قدر انرژی مصرف می کند، خسته می شود و با این همه چه قدر پیشرفت او کم است! آب هم به صورت او می کوبد و انرژی او را می کاهد. چنین شخصی، بعد از مدتی، ناامید و خسته و افسرده می گردد و حتی ممکن است به کنار رودخانه پناه ببرد و تا مدت ها دست از تلاش بکشد.

امّا فرد دیگر که موافق جریان آب حرکت می کند، به عنوان عضوی از مجموعه، همراه کل مجموعه جلو می رود، انرژی زیادی ذخیره دارد و پیشرفتش زیاد است. بعد از مدتی احساس شعف و شادمانی می کند. آیا بهتر نیست قبل از این که شنا کردن را شروع کنیم، لحظه ای تأمّل نماییم و ببینیم آب به کدام سمت و سو می رود؟

پس باید قوانین طبیعت و آفرینش را دانست و بعد بر طبق آن یا متناسب با آن، عمل کرد.

با معنا کردن زندگی

 

باید دانست که کوشش فرد در جستن معنا و ارزش در زندگی، ممکن است به جای تعادل، هیجانی در او ایجاد کند ؛ اما همین هیجان، یکی از لوازم غیر قابل انکار «بهداشت روان» است. به نظر من، مهم ترین چیزی که به بقای فرد کمک می کند، این است که بداند معنایی در حیات او موجود است. گفته «نیچه» (فیلسوف آلمانی) بسیار عاقلانه است که: «کسی که چرایی در زندگی دارد با هر چگونه ای خواهد ساخت».

در زندان فشرده اسیران نازی، آنهایی که تصوّر می کردند وظیفه ای و کاری به انتظارشان هست، بیش از دیگران احتمال زنده ماندن داشتند. این مسئله بعدا به وسیله کارشناسان امریکایی در کره و ژاپن نیز تأیید گردید.

سنانکور (Senancour) نویسنده فرانسوی در اثر معروف خود به نام اوبرمان (Obermann)می نویسد: «در یکی از روزهای سرد و تیره به اندازه ای گرفته بودم که کاری جز راه رفتن نمی توانستم بکنم. همین طور که راه می رفتم به یک گلدان پر از گل رسیدم که کنار پنجره ای گذارده بودند. به اندازه ای در این گل ها آثار حیات و زندگی دیدم که گویا تمام خوشبختی های بشری را در آنها جمع کرده بودند. این هماهنگی وصف ناپذیر موجودات، و این شَبَح دنیای آرزوها را ناگهان در خود دیدم. هیچ گاه در خود، این اندازه عظمت و واقعیتْ حس نکرده بودم».

دنیا در نظر مردمِ با ایمان فرق می کند. مرد مذهبی به طور کلی قبول دارد که هر واقعه و پدیده ای که به زندگی آنها ارتباط دارد، انعکاسی از مشیت الهی است.

در دنیای امروز، کسانی را می توان یافت که در پی اصالت خویش به دنبال دین و عمل به آن باشند و خیلی ها نیز پس از پایان تحقیقات خود به مسیحیت، یا اسلام و یا حتی اسلام شیعی می رسند. شاید درباره پروفسور روژه گارودی که پس از عضویت در مجامع کمونیست فرانسه به مسیحیت و سپس اسلام و سپس تشیّع روی آورد، شنیده باشید. یا درباره دکتر ادواردو آنی یلی، یا پروفسور خالد بلانکین شیب، یا… که همگی به دین روی آورده اند. آیا با خود اندیشیده اید که این افراد، پس از گذراندن دوره های طولانی تحصیلات، تحقیقات، زندگی علمی، فعالیت سیاسی و… در پی چه چیزی هستند و از دین، چه می جویند؟ به عنوان نمونه، کشیش فلورز درباره مسلمان شدن خود می گوید: «من از آن دست جوانانی که در آرزوها و عوالم خیالات و اوهام زندگی می کنند نبودم ؛ بلکه با گذراندن دنیایی از تجربه، به سن کهولت رسیده ام. در دوره کشیشی خود، فرصتی برای وقوف بر اعمال فرقه ارتودوکس و سایر فرقه های مسیحیت داشتم. بنابراین، توسعه دین اسلام و صحنه طبیعی و واقعی و فطری زندگی و نیز روش مسلمانان برای پیشرفت و حرکت به سمت کمال، اثر نهاییِ خود را برای تصمیم قطعی من بر پذیرفتن این دین گذاشت و من مصمّم شدم که تمام عادت های مسیحی و غربی را در زندگی خودم کنار بگذارم».

انسان امروز، سرگردان و خسته و ناامید، در برابر انتخاب های بسیار و مکتب های گوناگونی قرار گرفته است که حتّی به درست بودن یا رهایی بخش بودنِ یکی از آنها نیز اطمینان کامل ندارد. چیزی که انسان معاصر و بویژه روشنفکران و اهل اندیشه را به سمت دین رهنمون می شود، نه بحث های عقلی ـ استدلالی، بلکه «معنویت» دین است که با «فطری» و «معقول» و «امید بخش» بودن تعالیم آن، تقویت می شود و چنین است که می بینیم ادیان توحیدی، بویژه اسلام و خصوصا مکتب اهل بیت(ع)، چشم های جهانیان را متوجه خود کرده است. شاید به این دلیل که دین، بهتر از هر مکتب انسانْ ساخته ای، دغدغه های ما را درباره «دیروز» و «امروز» و «فردا»ی جهان و انسان، پاسخ می دهد.

بایگانی